سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
11
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)
و بهر تقدير در اين احتمال مقصود از حكم همان حكم خاصّى است كه در احتمال قبلى ذكر شد و معناى عبارت چنين مىشود : بدان هر عاقل بالغ واجد شرائط تكليف و ملتفت به حكم از سه حال خارج نيست الى آخر . مقاله محقّق يزدى مرحوم سيّد محمّد باقر يزدى كه از جهابذه عصر خود و از تلامذه مبرّز مرحوم مصنّف بودهاند فرموده : محتمل است مقصود از « مكلّف » مكلّف ملتفتى باشد كه مسائل را بطور كلّى و اجمالا بداند ولى بخصوصيّات و مصاديق آنها توجّهى نداشته باشد و مراد از « اذا التفت » توجّه بمصاديق و افراد مسائل باشد ازاينرو منظور از ذكر مكلّف اخراج جاهل مقصّرى است كه بدون توجّه به حقيقت تكليف و التفات به آن در عمل به احكام از والدين يا كسانى كه به منزله ايشانند تقليد مىنمايد سپس فرموده : و وجه تقييد مكلّف به قيد التفات از اين جهت است كه تحقّق امور سهگانه يعنى قطع ، ظنّ و شك متوقّف به التفات فعلى و شخصى نسبت بمصاديق مسائل مىباشد لذا مقصّر ياد شده چون چنين التفاتى در او نيست از محلّ كلام خارج است . البتّه گرچه اين احتمال در به دو امر بعيد و مخفى به نظر مىآيد ولى از نظر ما اظهر احتمالات و وجوه مىباشد . مؤلّف گويد : بنا بفرموده ايشان مقصود از « مكلّف » مكلّف فعلى كه تمام شرائط تكليف در او جمع است مىباشد و به اين قيد فاقد شرائط خارج مىگردد همچون جاهل مقصّرى كه غفلت از حقيقت حكم دارد و اين احتمال از نظر ما احتمال جديدى غير از احتمال دوّم نمىباشد و همانطورىكه مكلّف در احتمال دوّم به منظور اخراج غافل مىباشد در اينجا نيز چنين است منتهى در اين احتمال غافل خصوص كسى قرار داده